عاشقتم
نمی دونم گاهی پیش می یاد که نمی تونی بنویسی یا حال خوبی نداری یا کمبود وقت البته فکر کنم همون اولی درست باشه . تو عشق منی یعنی به معنای واقعی عسلی اما باید اعتراف کنم که زمان خیلی زود می گذره و واقعا نمی دونم چطوری می شه که یهو بزرگ و بزرگتر میشی یعنی اینکه امسال باید بری پیش دبستانی و سال دیگه کلاس اول باور اینکه چقدر زود بزرگ می شی من رو دیوونه می کنه نمی تونم باور کنم، روزها تند و تند می گذرن خیلی سریع . فقط برات دعا می کنم و آرزوهای خوبی می کنم . این تنها کاری که از من برات بر می یاد دوستای خوبی پیدا کنی بهترین اتفاقا برات بیفته قلبت مثل الان آینه باشه و مهربونو به نیکی و نیک بودن اعتقاد داشته باشی کسی رو ناراحت نکنی و کسی ناراحتت نکنه یا اگر این اتفاق می یفته دلت اینقدر بزرگ باشه که ببخشیش، کار خوبی داشته باشی اگر ازدواج کردی زن خوبی داشته به خانوادت توجه کنی و مواظبشون باشی هر چیزی که یک انسان خوب رو می سازه در تو وجود داشته باشه اینها ذهنیات الانم برات بود که بداهه نوشتم امیدوارم که خوب و ماه بمونی پسر گلم بزرگ شدن بهتر و بهترت کنه و خدا مواظب باشه وقتی من هستم و نیستم




عاشقتم 
